ملا محمد مومن كرمانى

42

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

ملاقات با شاه ابا داشت و به قول مورّخان « در اين ايام ، هرگز بر ملازمت و آستان‌بوسى پادشاه مبادرت ننمود ، الّا اينكه والد ماجدش ولى خان را به درگاه معلّى فرستاد » . « 1 » او مرد مقتدر و در عين حال متعيّن و نان‌بده بود « . . . آن مقدار از لوازم جاه و حشمت و موجبات سلطنت و عظمت در سركار او به هم رسيد . . . كه چنين استماع رفت كه سيصد و هشتاد زين مرصّع در زين خانهء او موجود بود . . . و عدّهء ملازمان و لشكريانش به هشت هزار كس - كه صد نفر از آن اميرزاده‌هاى عظام معتبر بودند - رسيد ، و صد نفر ديگر از اكابر خردمند و هنرور - در سلك وزراء و اهل قلم انتظام داشتند . . . و شيلان « 2 » مقرّرش هر روز چهار صد قاب از اطعمهء الوان لذيذه - كه كمال تكلّف درو كرده بودند - و لنگرىهاى فغفورى و ساير ظروف از طلاى ركنى و نقرهء كافورى مىكشيد . . . » « 3 » بيگتاش خان « شراب كمتر مىخورد ، و به تركيب افيون‌وار معتاد بود ، اما چنان از بادهء نخوت و غرور سرمست بود كه جز حرف استقلال و بلندپروازى بر زبان نمىآورد ، و گاهى در آغاز نشأة افيون مىگفت : - من از امير محمد مظفّر كمتر نيستم كه از مرتبهء شحنگى مىبد به پايهء سلطنت و پادشاهى عروج نمود . . . « 4 » وارث املاك خواجگان البته نبايد فراموش كرد كه آن ثروت غرور آفرين ، نتيجهء مصادرهء اموال مردم كرمان ، خصوصا خواجه‌هاى آن ولايت بوده است - كه بيشتر ساكنان

--> ( 1 ) - گنجعلى خان ، تأليف نگارنده ، ص 24 ، به نقل از تواريخ عمومى ، ( هم‌چنين رجوع شود به نون جو ، ص 715 ) . ( 2 ) - يعنى خرج سفره و آبدارخانهء روزانهء شخصى . ( 3 ) - نقاوة الآثار افوشته‌اى نطنزى ، ص 327 . ( 4 ) - يك محله هم به نام او به اسم « ته بيتش خان » در كرمان هنوز هست .